سيد محمد على ايازى
397
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
آيات غير منسوخى هستند كه معناى آنها براى هر شخص عارف به لغت عربى ، بدون نياز به استاد و معلّم ، آشكار است و آيات متشابه ، بر خلاف آن است . تمام آيات قرآن ، حتّى متشابهات آن ، به سبب دو امر ، از بيّنات خواهند شد : 1 . وجود امام عالم به همه معانى قرآن ؛ 2 . آيات محكمهاى كه معناى آن بنفسه ، آشكار و روشن است و تمام اين آيات ، انسانها را به سوى امام معصوم عليه السلام و عالم به قرآنْ هدايت مىكند كه اثر آنها همان آيات ناهيه از اتباع ظن و نهى از اختلاف در فتوا و قضاوت است . همچنين وى در شرح حديث دوازده از كتاب عقل و جهل الكافى - كه حديثى است از امام موسى بن جعفر عليهما السلام خطاب به هشام بن الحكم - ، در مدح عقل و ذمّ جهل ، معتقد است كه مقصود امام عليه السلام در اين حديث ، بيان نص و آنچه كه در حكم نص است از كتاب الهى ( قرآن ) ، بر خلافت و امامت امير المؤمنين عليه السلام بعد از رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است ، به گونهاى كه از آن نص ، بر امامت فرزندان آن امام پس از او تا حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام و پس از او ، يك يك ائمه تا حضرت ولى عصر ( عج ) نيز به اثبات مىرسد ، و همچنين ايرادات و شبهات مخالفان را هم دفع مىكند . از اين رو ، امام ( عج ) در اين حديث - كه متضمّن مدح عقل و ذمّ جهل است - ، انواعى از كلام را بيان فرموده است كه عبارتاند از : نوع اوّل : بيان نص و آنچه در حكم نص است از آيات قرآن ، بر خلافت امير المؤمنين عليه السلام و ائمّهء معصوم عليهم السلام . نوع دوم : دفع و منع ادلّهء مخالفان ، از استدلال به نص و ابطال استدلالات آنها . نوع سوم : دفع معارضات آنها كه ناشى از حُسن ظن آنها به تمام اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله است . نوع چهارم : دفع معارضات مخالفان به اجماع ، يعنى به كثرت اتباع ايشان و قلّت اتباع ائمّه عليهم السلام . نوع پنجم : بيان آنچه كه مخالفان را به مكابره و انكار نصوص و پردهافكندن بر